خرید بک لینک
هرچندسال دیگرهم بگذرد من تغییرنخواهم کرد..

فقط چروکی دیگربه صورتم اضافه خواهدشد..

نه چشمانم درشت ترمیشود ونه لبخندم زیباتر.. من همین دخترک مانده درکودکیم خواهم ماند..

شاید پشت این رنگهای صورتیو شادم چادری سیاه به سردارم و پشت لبخندهای کودکانه ام بغض هایی رابه دوش میکشم..

من بزرگتر نخواهم شد مگر دل ازاین پیرترهم میشود؟؟

من فقط روزی لبخندبرلب درون لباس های شادم خواهم مرد..

من همین کودک عصا به دست خواهم ماند..

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 6:44

خيلى دلم ميخواهد
زمان بگذرد
طولانى شود رابطه مان
ريشه بدوانى در خاك فرسوده دلم
تنه درخت رابطه مان قطور شود
آنقدر كه هيچ تبر بى مهرى آنرا قطع نكند
انقدر قطور شود،كه رگه هاى ساليانى كه پشت سر گذاشتيم؛ در عمق وجودش ثبت شود
و در اخر من بمانمو تو
و تبرى بزرگوار كه در آخر عمرمان قطع ميكند تنه را
و داستانمان الوار الوار،ورق ورق،مبل به مبل
در دهان نسل هاى بعدى ميچرخد
بياو طولانى بشو

برچسب: بیا بیشتر با خدا باش, نویسنده: آروین عابدی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 14:19

تا بحال شده در یک ایستگاهِ شلوغِ اتوبوس ایستاده باشی، توی ضل آفتاب با گلویی خشک و بی حوصله و اخم کرده؟ بعد اتوبوس بیاید و درست جلوی پاهای تو بایستد.آنقدر ذوق کنی که حتی نپرسی مقصدش کجاست. بعد هم دو ایستگاه بالاتر عصبی و متنفر از هر چه اتوبوس است، پیاده شوی و صبر کنی که بعدی بیاید و تو را به مقصدت برساند؟شده که بعدی هم برسد و تمام آدم های منتظر چهارتا پا درآورند و بریزند سرش و تو جا بمانی؟شده آیا؟عشق به همین اتوبوس می ماند.دلش برای خستگی و تنهایی ات می سوزد، انتخابت می کند و تو هنوز به هیچ جای مشخصی نرسیده، می خواهی که پیاده شوی.گاهی هیچ مقصدی در کار نیست

برچسب: نویسنده: آروین عابدی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:21

صفحه بندی